سيد على اكبر برقعى قمى

90

كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )

شريف رضى ميگويد صبر بايد بهترين حربه انسان براى دور كردن شدائد از حريم دل باشد و از هجوم سپاهيان سختى هيچ چيز مانند صبر جلوگيرى ننمايد چنان كه گفته است ساصبر حتى يعلم الصبر اننى « 1 » ملكت به دفع الخطوب الهواجم حال كه چنين است و آدمى از صبر و شكيب چاره ندارد بايد بر سختيها صبر كند هر چند بر دل جريحه‌دار مشكل گذرد چنان كه گفته است صبرا على نوب الزمان « 2 » و ان ابى القلب القريح شريف رضى معتقد است كه آدمى نبايد هول و هراس را بر خويشتن راه بدهد زيرا مرد خائف و ترسناك نتواند گامى بسوى بلند نامى بردارد و انگهى از حوزه شرافت دفاع كردن جز با دليرى و شجاعت صورت نگيرد و ترسان همواره پرده مجد و شرافتش بدست ناكسان دريده گردد و تا دليرى بخرج ندهد دست متعديان را كوتاه نخواهد كرد بنابراين از اهوال نبايد هراسيد چنان كه گفته است اذا هول اتاك فلا تهبه « 3 » فلم يبق الذين ابوا و هابوا * و لما ركبت الهول لم ارض دونه « 4 » و من ركب الليث اعتلى عن نجيبه شريف رضى آمال را نيكوترين توشه ره‌نورد ميداند و معتقد است طعم زندگانى بدون آمال لذيذ نيست چنان كه گفته است فما التذ طعم العيش الا بمنية « 5 » و ان الامانى نعم زاد المسافر و بدون آرزو راه سپردن خطاست بلكه كسى كه اميد وار نيست راهى نتواند

--> ( 1 ) زود باشد كه شكيب كنم تا آن حد كه صبر و شكيب بداند كه من بوسيلت آن بر دفع مصيبتهائيكه زور آور و حمله‌آور است توانايم . ( 2 ) بر مصائب روزگار صبر كن هر چند دل جريحه دار بر صبر تن در ندهد . ( 3 ) هر گاه هول و هراسى ترا رسيد مترس نه كسانى كه ترسيدند ماندند و نه كسانى كه نترسيدند . ( 4 ) وقتى سوار بر هول گرديدم به كمتر از آن راضى نگشتم و آنكس كه بر شير سوار شود سوار بر اسب نگردد . ( 5 ) طعم زندگى جز بآرزو لذيذ نيست و آرزوها بهترين توشه مسافر است .